توسط یادبود شهید علیحسینی در تاریخ04/23/2012 07:28 ب.ظ
مرحوم اسدالله ملک از مداحان شاخص اهل بیت که نسبت خویشاوندی نزدیکی نیز با شهید داشته (پسرخالهی ایشان) و در نخستین و آخرین مراسم گرامیداشت شهید (قبل از ارتحالش از این جهان) قطعاتی در مدح و منقبت شهیدان سرودهاند. |
توسط یادبود شهید علیحسینی در تاریخ08/09/2011 10:37 ق.ظ
سال شصت جهاد سازندگی اعلام کرد رؤسای شوراهای روستاها در صورت تمایل میتوانند در اردوی بازدید از مناطق جنگی شرکت نمایند شهید که منتظر بهانهای برای ورود به جبهه بود با اشتیاق از آن استقبال نمود و این در حالی بودکه پایش در حادثه تراکتور به شدت مجروح شده بود اما حتی تذکر این مطلب به ایشان که باید ملاحظه بخیههای زخم پایتان را بکنید هم مانع رفتن ایشان نشد چراکه بیتاب آن مناطق بود و آخرش هم به همراه سی نفر از روسای شوراهای منطقه در آن اردوی سخت یک ماهه شرکت کرد. بعدها شنیدیم با وجود پای زخمیاش در تمرینات آمادگی... |
توسط یادبود شهید علیحسینی در تاریخ07/24/2011 04:12 ب.ظ
شهید علیرضا سالاری اهل شهرستان گناباد هنگامی که خبر شهادت شهید را دریافت نموده از جبههی کردستان به عرصهی تکریم و تحلیل از همرزم شهید خود آمده و در مراسم تشییع پیکر مطهرش شرکت و جهت کربلائی ویژهای به آن میبخشد. در آن حال و هوای خاص دیدگاه منظوم این شهید عالیقدر پیرامون همرزم شهیدش در قالب نوحهای پرشور شکل میگیرد و خود آن شهید عزیز در نخستین روز گرامیداشت یاد و راه پرفروغش به سرایش آن پرداخته و اثر ماندگار و الگوئی تمام عیار بر جای گذاشته که بعد از گذشت 27 سال از سرایش آن تقدیم امت شهید پرور میگردد. |
توسط یادبود شهید علیحسینی در تاریخ07/23/2011 10:45 ق.ظ
جنبهی شجاعت آن مرد از همه جنبهها شاخصتر بود یعنی در حیطهی حضورش اگر میدید که حقی از کسی ضایع میشود که این مرد هیچ ذینفع هم نبود ولی میرفت حق را به حقدار میرساند و دنبال اعادهی حق و حقوق افراد بود، طوری بود که مردم واقعاً آن مرد را در دعواها و مرافعههایشان و در موضوعات اختلافی خود به عنوان فردی شجاع و مصلح قبول داشتند. با عشق و علاقه و با علم و آگاهی واقعاً عزاداری میکرد. آن مرد واقعاً عاشق امام حسین(ع) بود، واقعاً درد امام حسین(ع) را حس میکرد. |
توسط یادبود شهید علیحسینی در تاریخ07/23/2011 10:23 ق.ظ
این شهید عزیز در زندگی مرد نیکو، مومن و خوش برخوردی بود، انسانی بود که نیاز به نصیحت نداشت. |
توسط یادبود شهید علیحسینی در تاریخ01/13/2011 04:11 ب.ظ
وقتی میخواستند بروند به منطقه، آمدند اینجا و روی این قالی نشستند و گفتند میخواهم بروم به جبهه، اشاره کردم که از یک طرف همیشه دو - سه نفر از بچههای شما در آن منطقهها بسر میبرند و از طرف دیگر پشت جبهه هم که به شما نیاز دارند در ضمن به عائلهی سنگینتان هم میرسید، بعد پرسیدم حالا درست است که شما هم بروید؟
قدری فکر کرد و در جوابم گفت:
«آنها که میروند از ما سلب تکلیف نمیشود، این راه، راه عشق است و من نمیتوانم از رفتن خودداری کنم»
همیشه به گل این قالی مینگرم که موقع صحبت و خداحافظیمان شهید... |