شما اینجا هستید:  خاطرات
نوشته‌ها
توسط یادبود شهید علی‌حسینی در تاریخ08/09/2011 10:37 ق.ظ
سال شصت جهاد سازندگی اعلام کرد رؤسای شوراهای روستاها در صورت تمایل می‌توانند در اردوی بازدید از مناطق جنگی شرکت نمایند شهید که منتظر بهانه‌ای برای ورود به جبهه بود با اشتیاق از آن استقبال نمود و این در حالی بودکه پایش در حادثه تراکتور به شدت مجروح شده بود اما حتی تذکر این مطلب به ایشان که باید ملاحظه بخیه‌های زخم پایتان را بکنید هم مانع رفتن ایشان نشد چراکه بیتاب آن مناطق بود و آخرش هم به همراه سی نفر از روسای شوراهای منطقه در آن اردوی سخت یک ماهه شرکت کرد.  بعدها شنیدیم با وجود پای زخمی‌اش در تمرینات آمادگی...
توسط یادبود شهید علی‌حسینی در تاریخ05/18/2010 12:46 ق.ظ
چند ماه بعد از اشتغال بکار شهید که مسئول دیگری برای واحد کاری‌شان انتخاب شده علاوه بر مسئولیت رانندگی واحد، مسئولیت اداره‌ی زندان نیز به ایشان محول می‌گردد، آن زمان رسم بر این بوده که کارهای خدماتی مرتبط با کار را خود پرسنل با همدلی خاص و بالاتفاق انجام می‌داده‌اند از جمله کار خدماتی تمیز کردن سرویس‌های دستشویی زندان‌ها، اما مسئول واحد از ایشان می‌خواهد این کار را به تنهایی انجام دهند که به سختی از انجام این امر بر می‌آیند و از این بابت حسابی دلگیر می‌شوند لذا وقتی فرزندشان را می‌بینند ضمن درد دل در این زمینه...
توسط یادبود شهید علی‌حسینی در تاریخ05/17/2010 11:41 ب.ظ
وقتی در آخرین مرحله‌ی گزینش از ایشان می‌پرسند دوست دارید در کدام واحد خدمت نمایید، می‌گویند در همان جا که با ضدانقلاب مبارزه می‌کند و بر این اساس به عنوان راننده در اختیار واحد اطلاعات قرار می‌گیرند. در آن زمان رسم معمول خدمت رانندگان سپاه این بود که 24 ساعت کار کنند و 24 ساعت استراحت داشته باشند اما مسئول وقت واحد بنا به تشخیص خود آن رسم را شکسته و می‌گوید باید 48 ساعت کار کنید و 24 ساعت استراحت داشته باشید؛‌ آن شهید عزیز در عین نیاز مبرم به شرایط کلی مرسوم، این شرط سخت تحمیلی را پذیرفته و حتی به فکر جابجایی...
توسط یادبود شهید علی‌حسینی در تاریخ02/06/2010 05:10 ب.ظ
  فکر می‌کنم اواخر بهار یا اوایل تابستان 1361 بود. بابا برای کاری از کال پشت جاده (پشت قبرستان قدیم) با تراکتور شن می‌آوردند و من و حسین یعقوب (حقانی) هم برای بازی و تراکتور سواری همراه بابا می‌رفتیم؛ اوج بازی و لذت ما زمانی بود که می‌خواستند شن‌ها را خالی کنند به این صورت که درب یکطرف تریلر را باز می‌کردند و وقتی جک آن را می‌زدند با بالا آمدن جک، یکطرف تریلر بالا می‌رفت و شن‌ها از سمت دری که باز شده بود پایین می‌ریخت؛ ما دو تا هم از تریلر پایین نمی‌آمدیم و همانطور که تریلر بالا می‌رفت و شن‌ها از زیر پای...
آخرین نوشته‌ها
جست‌وجو
آخرین یادداشت‌ها
وصیت‌نامه‌ی دوم شهید
بسم الله الرحمن الرحیم مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً (سوره احزاب آیه 23) ب ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

وصیت‌نامه‌ی اول شهید
بسم الله الرحمن الرحیم قرآن کریم درباره وصیت سفارش کرده و ائمه هم فرموده‌اند که مومن خوبست وصیت‌نامه‌اش را جلوتر آماده کند. امام امت خمینی کبیر می‌فرمایند این وصیت‌نامه‌های رزمندگان اسلام آدم را م ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

وصیت‌نامه‌ی اول شهید
بسم الله الرحمن الرحیم قرآن کریم درباره وصیت سفارش کرده و ائمه هم فرموده‌اند که مومن خوبست وصیت‌نامه‌اش را جلوتر آماده کند. امام امت خمینی کبیر می‌فرمایند این وصیت‌نامه‌های رزمندگان اسلام آدم را م ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

نامه‌ی شبه وصیت - مکمل وصیت نامه‌ها

بسم الله الرحمن الرحیم

با درود و سلام بر امام زمان و نائب بر حقش آن ابراهیم زمان، خمینی بت‌شکن و رزمندگان اسلام،
فرزندا ...
# یادبود شهید علی‌حسینی


نامه‌ی شبه وصیت - مکمل وصیت نامه‌ها

بسم الله الرحمن الرحیم

با درود و سلام بر امام زمان و نائب بر حقش آن ابراهیم زمان، خمینی بت‌شکن و رزمندگان اسلام،
فرزندا ...
# یادبود شهید علی‌حسینی